هدف این مقاله، شناسایی و تبیین اقتصادزیستی است که پیوندهای بین زیستشناسی و اقتصاد را به عنوان یک حوزه نسبتاً جدید از اقتصاد و اقتصاد سیاسی دنبال میکند. همچنین این مقاله به تمایز میان زیست اقتصادی و اقتصاد زیستی با ارائه تعاریف هر یک از این دو مفهوم میپردازد و دلایل مرتبط با آنها را تشریح میکند. این تحقیق ماهیت نظری دارد و مبتنی بر بررسی گسترده ادبیات علمی مربوط به رابطه زیستشناسی با علوم اجتماعی، از جمله نظریههای صاحبنظران اصلی در اندیشه اقتصادی است. پدیدههایی مانند تکامل، همکاری، رقابت بر سر منابع کمیاب، انتخاب، تقسیم کار، سیگنالدهی، قلمروگرایی و مهاجرت، وجوه مشترک اقتصاد طبیعت و اقتصاد انسانی هستند. اقتصاددانان زیستی معاصر استدلال میکنند که اقتصاد و زیستشناسی میتوانند به طور متقابل یکدیگر را غنی کنند. آنچه زیستشناسی میتواند از اقتصاد بیاموزد و اینکه چگونه اقتصاد میتواند بینشهای زیستشناسی را در خود جای دهد، مورد تأکید و تایید است. علاوه بر این روندهای تحقیقات میانرشتهای در اقتصاد و شناسایی رشتههایی که بیشترین ادغام را با این حوزه مطالعاتی دارند مورد برسی قرار گرفت. به این منظور حدود ۹۲۵۵ مقاله از ۲۰ مجله اقتصادی را که در رتبهبندیهای کلی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ رتبه بالایی دارند، بررسی شد. بررسیها نشان داد که مقالات مربوط به دانش، نوآوری، محیطزیست و ایمنیزیستی در دهه گذشته روند رو به رشدی داشتهاند.